الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

558

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

باز هم قضا و قدر ! در گذشته تحت شماره 564 در مورد قضا و قدر صحبت كرديم و راه حل آن را همان گونه كه امام فرموده بود توضيح داديم ولى در اينجا امام در باره قدر مىفرمايد : « راه تاريكى است از آن راه نرويد ، درياى عميقى است در آن وارد نشويد و از اسرار الهى است خود را براى فهم آن به زحمت نيندازيد » اين اعلام خطر ، شايد به اين دليل باشد كه تجزيه و تحليل اين امور براى اكثر افراد مشكل و پيچيده بوده ، و هست خصوصا در آن عصر و زمان . علاوه بايد دانست كه سؤال كنند چه كسى بوده ؟ طرز تفكرش چه ؟ و منظورش چه بوده است ؟ شبيه اين سخن در رواياتى كه از امام عليه السلام رسيده آمده ، در آنجا نيز اشاره به پيچيدگى اين بحث كرده است ، در اين روايت مىخوانيم : « كسى از آن حضرت در اين باره سؤال كرد و امام شبيه سخن بالا را جواب داد ، باز اصرار كرد ، و امام نيز همينگونه پاسخ داد ، بالاخره سؤال كننده سؤال خود را تعقيب كرد و گفت : « منظورم اراده و توانائى و قدرتى است كه با آن قيام و قعود مىكنيم » امام فرمود : « آيا توانائى تو همراه توانائى خدا است ؟ يا بدون آن ؟ » سؤال كنندگان ساكت شدند و جوابى ندادند . فرمود : « اگر بگوئى : با خدا ، مسلمان نخواهى بود » ! و اگر بگوئى « بدون خدا » باز هم مسلمان نخواهى بود » ! فقالوا كيف نقول يا امير المؤمنين ؟ قال : تملكونها بالذى يملكها دونكم فان امدكم بها كان ذلك من عطائه و ان سلبها كان ذلك من بلائه انما هو المالك لما ملكم و القادر لما عليه اقدر كم ، اما تسمعون ما يقول العباد و يسألونه الحول و القوة حيث يقولون : لا حول و لا قوة الا باللّه ، فسئل عن تأويلها فقال لا حول عن معصية الا بعصمته و لا قوة على طاعته الا بعونه » ( بحار الانوار ج 5 ص 123 )